نیم ساعت مانده به نیمه شب روز چهارشنبه
88/8/26 قرار گذاشته بودیم با دکتر جلو باب الفتح، که لباس احرام پوشیده بیاید و
ما هم که تا نیم ساعت قبلاش میهمان داشتیم، زودی به هم جنبیدیم و رساندیم خودمان
را سر قرار – ما که چند لحظه زودتر رسیده بودیم موقعیتهای خارجی کارمان را
برانداز کردیم تا دکتر (حاج محسن) هم رسید – امشب کارمان مشکل بود، علاوه بر
نماهای خارجی، دو پلان در مسعا و نیز طواف را باید امشب میگرفتیم، که به لطف حق
انجام شد – امشب بین صفا و مروه، سعی کردن یکی از مقامات عربی را هم همراه با اهل
عیالشان دیدیم که با إسکورت انجام میشد! اما مزاحمت خاصی برای بقیه نداشتند، إلا
اینکه یک نفر گماشته داشتند که بلندتر از حد معمول، دعاهای سعی را فریاد میزد.
این روزها
و در مکه و مدینه، نکتهی جالب برای ما که عادت کردهایم در مکانهای زیارتیمان
خیلی رسمی و جدی باشیم، چیزی با خودمان نبریم، موبایلهایمان هم که آنتناش قطع
میشود، استراحت هم که ممنوع است و سایر محدودیتها و نکن و بیشینها. اینجا برعکس
مردم چه در مدینهالرسول (ص) و چه در خانهی خدا و اطراف آن خیلی راحتاند و
آزادانه عبادت و استراحت میکنند و چیزی میخورند حتی در این ایام خیلی شلوغ –
موبایلها هم با انواع شبکههایی که سرویس میدهند، به خوبی کار میکنند و کلی
کارها، مشکلات و قرارها با آن هماهنگ میشود. به عکاسی و فیلمبرداری هم در حد
تذکرات عادی بسنده میشود و معمولا قابل انجام است.
از تصویربرداری گفتم، یادم آمد که در طول این ده
دوازده روزی که آمدهایم، ایرانیهای خودمان بیشتر از بقیه به تصویربرداریها گیر
داده و حساسیت نشان میدهند! و این دوستان ما اینروزها دردسرهایی داشتهاند با
خودمان که بماند.

رفتن به بالای صفحه

