معرفی سایت
یک بند از سخنان رهبر عزیزمان (مدّ ظلّه) در دیداری به تاریخ ۱۴ شهریور ۸۹:
امروز كشور نیازمند یك جهاد علمى است ... ببینید، جهاد یك معناى خاصى دارد. معناى جهاد فقط تلاش نیست. در مفهوم اسلامى، جهاد عبارت است از آن تلاشى كه در مقابل یك دشمن است، در مقابل یك خصم است. هر تلاشى جهاد نیست. مجاهدت با نفس، مجاهدت در مقابل شیطان، جهاد در میدان نظامى، مواجههى با یك دشمن است؛ مواجههى با یك معارض است. امروز ما در زمینهى علم نیاز داریم كه اینجور تلاشى در كشور بكنیم؛ احساس كنیم موانعى وجود دارد، باید این موانع را برداریم؛ دارد معارضههائى میشود، باید این معارضهها را در هم بشكنیم؛ در زمینهى عرضهى امكانات علمى، خسّتهائى از سوى كسانى كه صاحبان آن هستند - كه كشورهاى پیشرفتهى علمى است - وجود دارد، باید در مقابل این خسّتها از خودمان عزت و جوشندگى و فورانِ از درون نشان بدهیم.
نویسندگان
کلمات زندگی
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز سایت : نفر
بازدیدهای دیروز سایت : نفر
كل بازدیدهای سایت : نفر
بازدید این ماه سایت : نفر
بازدید ماه قبل سایت : نفر
تعداد نویسندگان سایت : نفر
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
بازدیدهای دیروز سایت : نفر
كل بازدیدهای سایت : نفر
بازدید این ماه سایت : نفر
بازدید ماه قبل سایت : نفر
تعداد نویسندگان سایت : نفر
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
عراق عبرتی نزدیک ...
ارسال در تاریخ شنبه 24 بهمن 1388 توسط سید محمد صادق مرکبی (پدر)
اگر تا ظهر بتوانی از مرز عبور
کنی، نماز مغرب را میتوانی در حرم حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام به
جماعت بخوانی، اگر کمی هم دیر برسی مشکلی ندارد، نماز جماعتهای متعددی تا
نیمساعت بعد از اذان تشکیل میشود و حسابی حق انتخاب داری...
------بسم الله الرّحمن الرّحیم
چند
ساعتی بیشتر تا نجف راه نیست!
اگر تا ظهر بتوانی از مرز عبور
کنی، نماز مغرب را میتوانی در حرم حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام به
جماعت بخوانی، اگر کمی هم دیر برسی مشکلی ندارد، نماز جماعتهای متعددی تا
نیمساعت بعد از اذان تشکیل میشود و حسابی حق انتخاب داری.
حرم از صفا و معنویت لبریز است و
آرامشش، خانة پدریت را برایت تداعی میکند، هر آنچه بر تو گذشته فراموش
میکنی و خلسهای مستانه احاطهات میکند.
تو کجا اینجا کجا ! راستی من در
محدودة اویم؟! علی، کمیل، چاه، حسنین، میثمتمار، ذوالفقار، کربلا،
عاشورا ... وای خیلی چیزها یادت میآید و آنها به تو و تو به آنها
نزدیکی! چه قرابت سنگینی ....
تاب نمیآوری، از حرم بیرون
میآیی. سبک و مشتاقتر از پیش. کفشات را از کشوانیه و موبایلات را از
دفتر امانات پس میگیری و تازه آدمها را میبینی و وراندازشان میکنی،
مخصوصاً نظامیها را. از ظهر تا حالا آمریکایی ندیدهای و کنجکاویات پا
برجاست، انواع پلیس با لباسهای متفاوت در طول مسیر حضور داشتند، اما همه
عرب و عراقی. طی روزهای آتی هم اوضاع همینجوری است و همهجا در ایّام
عزاداری به شکل مضاعفی سیاهپوش است.
در روز فیزیک شهرها خیلی ساده و
تکراری به نظر میرسد، همهجا شکلهم، تقریباً روی تمام پشتبامها که خیلی
هم کوتاه است، چند پرچم رنگارنگ عزای حسینی برافراشته و حتیالمقدور یک
یا دو آنتن ماهواره که چشمهایشان به یک جهت راه برداشته است!
در سطح شهر چندتایی بیلبرد
تبلیغاتی هم هست و همة تبلیغات حول محور ارتباطات تلفن همراه و یکی از یکی
خوشحالتر! و مردم اکثراً موبایل دارند و همین.
از سایر امکانات شهری خبرِ مشهودی
نیست. پوشش آدمها خیلی ساده است و از طراوات، شیکی و تنومندی عربهای
کشورهای عربنشین، اینجا خبری نیست. ماشین به حدّ ضرورت وجود دارد و تا دلت
بخواهد ماشینهای شخصی مسافرکش با چند ردیف صندلی و نسبتاً قراضه که مشتاق
جابهجایی زوّار به هر جایی هستند. فقر و نداری از در و دیوار میبارد و
همهچیز مهیا برای بیکاری و سردرگمی است، در طول سفر از هنگام ورود تا
بازگشت، تقریباً هیچ فعالیتِ اقتصادی و شهرسازیِ درخور توجّهی به چشم
نمیخورد. اکثر جوانها در کوچه و خیابان با موبایلهایشان مشغولاند و
تعدادی هم به دستفروشی و یا کار در مغازه یا مشاغلی معمولی، ایّام
میگذرانند. در خارج از شهرها هم فعالیت چشمگیری وجود ندارد، قسمتی
از زمینها با وجود آب زیادی که در کنار آنها وجود دارد و حاصلخیز هم به
نظر میرسند، کاملاً بدون کشت و زرع رها شدهاند و تا چشم کار میکند خاک
است و آب. با یک نگاه گذرا به وضعیت کشور عراق و خصوصاً شهرهای زیارتی، به
نظر میرسد که هیچگاه در این سرزمین حکومتی با عزم و ارادة آبادانی و
کشورداری وجود نداشته و مردم به حال خود رها شدهاند.
کربلا و نجف به شهرهای جنگزدهای
میمانند که گویا سالها مورد حمله و تهدید بودهاند و هیچگاه فرصت
بازسازی نیافتهاند!
راستی آیا استمرار این وضعیت،
آنهم سالها پس از سقوط صدام، چه علت یا توجیهی میتواند داشته باشد؟!
امروز عدم اصرار بر ایجاد امنیت و
تسریع در بازسازی، آب گلآلودی را بوجود آورده است که قدرتهای صاحب نفوذ،
بیشترین بهرهبرداری را از آن میکنند و خاک عراق را به پایگاهی امن برای
نفوذ و سلطه بر منطقه تبدیل کرده است. به نظر میرسد که در حال حاضر برای
مردم عراق تفاوتی حاصل نشده است، آنها کماکان از امکان بهرهمندی از
مواهب خدادادی سرزمینشان محروماند، روزگاری بواسطة حکومت صدام و امروز
بیواسطة او ! اگر منابع و نفت عراق روزگاری بوسیلة صدام و حکومت بعث به
شرق و غرب هدیه میشد و مردم آن و شیعیان را صدام و خانوادهاش تحت فشار
قرار میدادند، امروز اشغالگران پرده را دریده و خود همان نقش را بدون
واسطه امّا با ظاهری انساندوستانه انجام میدهند. در این شرایط نمیتوان
انتظار داشت که گرمی بازار رقابتهای سیاسی و فرقهای گروههای داخلی نیز
که امروز به دغدغة جوانان برومند عراق تبدیل شده است، با منافع اشغالگران
منافاتی داشته باشد. هر چه آنها از تعصّب بیشتری برخوردار باشند و هر یک
خود را ناجی مردم عراق بدانند و تا سرحدّ مرگ با هم بجنگند، مسلماً محیط
برای بهرهبرداری اشغالگران امنتر خواهد بود.
اکنون عراق دهها سال از مدنیّت و
مواهب آن دور مانده است و چارة آن در استقلال، امنیّت و برخورداری از
حکومتی واحد، مردمی و مقتدر است که آن هم جز در سایة اتحاد ملّی در داخل
عراق و انسجام امتهای اسلامی منطقه میسر نخواهد شد.
گونه:
سفرنوشتهها،