یک بند از سخنان رهبر عزیزمان (مدّ ظلّه) در دیداری به تاریخ ۱۴ شهریور ۸۹:
امروز كشور نیازمند یك جهاد علمى است ... ببینید، جهاد یك معناى خاصى دارد. معناى جهاد فقط تلاش نیست. در مفهوم اسلامى، جهاد عبارت است از آن تلاشى كه در مقابل یك دشمن است، در مقابل یك خصم است. هر تلاشى جهاد نیست. مجاهدت با نفس، مجاهدت در مقابل شیطان، جهاد در میدان نظامى، مواجههى با یك دشمن است؛ مواجههى با یك معارض است. امروز ما در زمینهى علم نیاز داریم كه اینجور تلاشى در كشور بكنیم؛ احساس كنیم موانعى وجود دارد، باید این موانع را برداریم؛ دارد معارضههائى میشود، باید این معارضهها را در هم بشكنیم؛ در زمینهى عرضهى امكانات علمى، خسّتهائى از سوى كسانى كه صاحبان آن هستند - كه كشورهاى پیشرفتهى علمى است - وجود دارد، باید در مقابل این خسّتها از خودمان عزت و جوشندگى و فورانِ از درون نشان بدهیم.
بازدیدهای دیروز سایت : نفر
كل بازدیدهای سایت : نفر
بازدید این ماه سایت : نفر
بازدید ماه قبل سایت : نفر
تعداد نویسندگان سایت : نفر
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
بسم الله الرّحمن الرّحیماین مقالکی بود که نوشتیم با دوستان تا نمره بگیریم از معلّم زبان و ادبیّات فارسیمان در سال دوّم دبیرستان! که به یاد ندارم ایشان نمره داد یا نه امّا خوب به یاد دارم هیچ گاه به اصرار ما بر خواندن این مقاله -که آن موقع در چهار صفحه ی یک رو چاپ کرده بودیم- پاسخ نداد. آخر یک بار پرسیده بود که شما این را در چند ساعت نوشتید و جواب شنیده بود:«دو ساعت.» و گفت:«مقاله ای که در دو ساعت نوشته شود مقاله نیست.» و نخواند که نخواند.
یا من لا تبخله الحاح الملحین...
(طرح تصویر: سعید بهداد)
----
پیشنوشت: این مقالك را 2مهر87 نوشتهام. آن را پیش از این نیز روی وب فرستادهبودم و آن پیشنویس را هم برایش. لیك نشانیش را هیچكس جز خودم و پدرعزیز نمیدانست! مدّتها چون نوشتههایم را قابل وقت عزیزان نمیدیدم منتشر نمیكردم و از عقاب هراسم بود. از شما چه پنهان دوباره كه خواندمش، هوس بسطش به سرم زد، چه كه دو سال گذشته و میتوانم كتابیش كنم! اگر بر قیاس مع الفارقم خرده نگیرید، میگویم حامد صادقی همین دیشبی از اوّلین كتاب استاد رحیمپور میگفت كه خمینییون بود و یادم آمد از رضا امیرخانی و ارمیا و بیوتنش و كه میداند؟ اكنونش! و در ذهن خواندم كه این روحالله كیست كه عالم همه دیوانهی اوست...؟! جانم فدایت امام. آن آیةالله عزیز با یقین میفرمود: یاران حضرت 313 عددند. یكیشان امام راحل ماست با حلقهی بعدی كه شهدای راهشند. در ركاب امامشان و حضرت(عج) هنگام ظهور رجعت میكنند....
----
از: مسعود عنّابستانی، سیّد حسین مرکّبی
مقدّمه:
۱-
امام خمینی (رحمةاللهعلیه) در فرمایشی روز تعریف آمریکا از ما را روز عزا
میخوانند و آن را نشانهی پیدایش خلل در وجود-فکری-مان میدانند(۱). امروز
ایضاحِ دیدگاه منجر به اینگونه سخن، ضروری است. تا افراط تلقّی
نگردد. چه اینکه امروز فضای عمومیِِ جامعهی ایران، ارتباط با آمریکا را نه
تنها مضر نمیبیند و منتفی نمیداند، بلکه گاها مشتاقانه پیگیر فرآیند وقوع
آن است.
۲- شهید
مرتضی مطهرّی در آغازین جلدِ کتابِ «مقدّمهای بر جهانبینی اسلامی» دین را
مُظِهرِ مقصد و علم را مُبدءِ ابزارِ رسیدن به آن مینامند(۲). چه اینکه در
روایات از پیامبر بزرگوار اسلام، از جوانان خواسته شده برای حفظ دین خود،
دانش کسب کنند(۳).
۳-
این منظر منتجّ به گمراهی میشود آن هنگام که اسلام و ایرانِ امروز -به
عنوان بزرگترین مظهر حقیقی تجلّی آن- در نقش دین، و آمریکا و رفاه موجود در
جوامع پیشرفته به جای علم تلقّی شوند. در این حال عقل به سبب لزوم پیشرفت، حكم به تجمیع خواهد داد. همین پیشفرضِ غلط زمینهی خلط میگردد. در حالی
که امروز خلاف آن واقع است و ما میدانیم بخشهایی از هویّت آمریکایی امکان
این تزویج را نمیدهند، واین نشان وجود بخشهایی زائد بر علم محض در آن است.
۴- آمریکا و اسلام -در ابعاد ولایی فقیهِ آن- دو مدل زندگی و دو تفکّر بنیادین هستند. نه تنها علم و ایمان.
۵- دلیل امکان چیرهگی آمریکا بر اسلام -در ساحت تفکّر- نیز عقبهی محکم ابزارهای علمی آن است.
۶-
اشتباه دوّم در این مرحله رخ میدهد. وقتی وجود تفکّر آمریکایی را مقابل
مدل اسلامی پذیرفتیم. و این مناهل آب حیات و حمیم را مقابل هم و در دو
موضع و نه مکمّل یکدیگر دیدیم. از چالهی ابتدا بیرونیم. حال عدّهای در چاه
پیش رو میافتند. یعنی اعلام استقلال از اسلام برای انتصاب اجباری و تحمیل
خود به پشتوانهی علمی جبههی مقابل. و این بهترین حالت است که تنها
پشتوانهی علمی مدّ نظر باشد نه... .
۷-
از دلایل این گونه مشی، همان علّت عدم موضعگیری اکثریّت کشورها در برابر
جنایات بین المللی و پذیرفتن قوانینی چون وتو است. که بر خلاف تصوّر بعضی
سانسور یا خفقان نیست. نگاهی که امروز در حال سرایت به ایران، پس از
نهادینهگی در تمام جهان است: پذیرش آمریکا به عنوان قیّم به همراه تمام
جوانب آن. دلیلی نیست که مواجب آمریکایی خویش را با دست خود قطع کنی یا به
عبارتی دست به مخالفت با آمریکا بزنی. امروز اکثر کشورهای جهان مشتری رفاه
ارزان قیمت آمریکایی هستند.
۸-
کمکمک جایگاه حلقهی مفقوده آشکار میگردد. تمام جریانات گذشته در متن، آن
هنگام وقوع مییابند که هدفی والاتر از رفاه متصوّر نباشد. حال چه تفاوتی
که ولیّ نعمت شما که باشد و چه چیزی در قبال تأمین رفاه و حمایت از شما
اخذ نماید؟ و چه بهتر بهجای اخذ از شما از دیگری بستاند و در کام شما
بریزد! از فلسطین مثلا...
۹- حکایت
امروز جهان، و داعیان ضدّ آمریکا در آن، حکایت آن مبارز است که برای آزادی
روستا نشینان از سلطهی کدخدا آنان را به قیام دعوت میکرد. غافل که تا وقتی
روستایی افقی پس از سد جوع خود و خانواده نداشته باشد، آزادیخواه را مقابل
هدف والا پنداشتهاش میبیند. {این مثال در كتابی از ع.ص آمدهاست.}
۱۰-
باید اتّفاقات امروز جهان را، تقابل دقیق انسانیّت-انیّت- و ایمان نام نهاد. بشر
توانسته تمام یک انسان خوب و معمولی و عادّی امّا بیدین و بدغایت را به نمایش
بگذارد. وپس از آن با فهم دقیق خود، پایان راه را حس کند! و از پس
مادّیگری عامداً به پوچگرایی و قهقراء فکری روی بیاورد. این اتّفاق اگر
با غفلت از نام کوچهی به بنبست رسیده همراه نبود، بهترین اتّفاق ممکن بود!
اگر علم به وجود کوچهی بیانتهای دیگری به نام ایمان وجود داشت. انسان
امروز در کوچهای که آن را از غرور به نام خود زده، به انتها رسیده!
۱۱-
آمریکا-به عنوان یک کشور- از سالها پیش، به واسطهی ظهور پیآمدهای
انسانگرایی و به عنوان بزرگترین داعیهدار آن تمدّن. پس از آن که فضای
عمومی جامعه را متقاعد به پنداشتن دیدههاشان به عنوان نهایت علم و تمدّن و
مدنیّت کرد. در روندی منتظَر به کشتزار برزگِ ادیانِ کوچکِ دستساز بشر
تبدیل شد. گویی سازندگان خودروی جدید و سریعالسیر زندگی نقش راننده را به
کلّی فراموش کرده بودند، و حالا پس از به نهایت رسیدن سرعت به دنبال مقصد
میگشتند!
۱۲- به
همین جهت با بروز کوچکترین نشانههایی از اسلام جریاناتی چون زندگی مالکوم
ایکس به وقوع میپیوندد. و با این که مرشد مالکوم خود را پیامبر اسلام
نامیده بوده، و حتّی پذیرش دین اسلام را تنها برای سیاهان مجاز دانسته
بود، به سبب تفریع آن دین دروغین از اسلام و وجود شعاعهایی هر چند کمسو از
نور پروردگار، ناگهان دین وی در حدود ۳۰ سال پیش با اقبال مواجه میشود
(البته عامل نژادپرستی نیز موثر بوده، ولی نمیتوان نقش ترسیم دیدگاه متفاوت به زندگی را، خصوصا برای سیاهان آمریکا که در آن فضا از زندگی متمدّن منع
میشدند، نادیده گرفت.). و این دین هرچند ناقص به دلیل وجود شرایط پذیرش
در روح انسان غربیِ به بنبست رسیده، آن گونه تجلّی مییابد که مالکوم ایکس
را در این راه به درجهی رفیع شهادت نائل میگرداند.(۴)
ایضاح و تشریح:
اکنون به تدقیق موضوع میپردازیم.
۱۳-
انسان در زندهگی سراسر به دنبال ارزشهاست. در این بین انتخاب مبدأ ارزش
گذاری مهمترین مورد محل بحث است و نقشی تعیین کننده دارد. که در دید کامل
باعث سعادت یا شقاوت ابدی انسان خواهد شد. و امروز سرنوشت ان کس که به جز
دنیا چیزی ندید و به آن آرام گرفت(۵) را میبینیم. چنین است که دوستی
خداوند و دنیا همچون شب و خورشید معرّفی شدهاند(۶).
۱۴-
به همین دلیل آمریکاییها توان هضم مخالفت کشوری با خود را ندارند، و گاها
مردم ایران را عقب مانده میخوانند. زیرا اگر اشتباهاً معیار دنیا معرّفی
شود. انقلاب از بهترین اوضاع مالی تاریخ پنجاه ساله یک کشور و معتمد یکی
از دو بزرگترین قدرت جهان در منطقه، به یک کشور منفور، کاملاً و حقّا ضدّ
عقل است.
۱۵-
خداوند متعال با معرّفی مبدأ ارزش و کرامت در کریمهی «یَا أَیُّهَا
الْإِنْسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِیم»(۷) با سؤال از انسان که چه
چیز او را در مقابل خداوند بزرگوار مغرور ساخته، به این نکته اشاره
میفرماید. چه اینکه میدانیم تعلیق حکم به وصف مشعر علیّت است. صفت
«الکریم» در این آیه به این معنا اشاره دارد که ای انسان که به دنبال
بزرگی هستی، چه شده که از خداوند که تنها بزرگوار است و بزرگواری تنها
نسبت به قرابت به او سنجیده میشود(۸) رویگردان شدهای؟
۱۶-
خداوند در قرآن کریم با اشاره به موضوع: تعریف کرامت نسبت به سوی
جهانبینی، و البته اعلام موضع در این مورد میفرماید:«وَمَنْ یَرْغَبُ عَنْ
مِلَّةِ إِبْرَاهِیمَ إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ-جز افراد سفیه و نادان،
چه كسى از آیین ابراهیم، (كه آیین پاكى و یگانه پرستى است) روى گردان
خواهد شد؟!»(۹)
۱۷-
این بستانگاری، دوطرفه است. همچون مسألهی خطاب رهبران الهی به عناوین
مجنون و کاهن و شاعر که اکنون نیز گاهاً واقع میشود. از این رو خداوند در
آیات انتهایی سورهی مبارکهی «الحاقّه» در اقامهی برهان بر صحّت قرآن، برای
پیامبر عظیم الشأن (صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) از لفظ کریم استفاده میکند.(۱۰). در
نگاه سالم اسلامی، ما تفکّر آمریکایی و تمام علم مخدوم وی را هرچه هست عین
سفاهت و پستی و جهل میدانیم. چه اینکه فرمایش امام خمینی(رحمةاللهعلیه)
است که آمریکا را شیطان بزرگ خطاب میکنند.
۱۸- وجه تسمیه شیطان بزرگ برای آمریکا همان مساعدت حبّ الدّنیاست.
۱۹-
انتصاب به سفاهت و دنائت و جهل، معلول تقابل آن تفکّر با دین حنیف-اهداف
به حق تعیین شدهی- خداوند حکیم و کریم و علیم است. به مانند اینکه در قرآن
کریم، حیلههای شیطان ضعیف برشمرده شدهاند(۱۱). امّا برای چه قدرت کید
شیطان و علم امریکا را نفی میشوند؟ ظریفه این است که این صفات در وجوه
وجودی، آفریدهی خداوندند. پس حکمت و عزّت و قدرت و علم موجود نیست مگر با
ربط مطلق به ذات واجب(۱۲) پس هر چه هست از علم و قدرت و عزّت، توهّمی برای
معاندان بیش نیست(۱۳)
۲۰-
دستیابی به صفات حق تعالی، بیربط به ذاتش جلّ و علا، یا قرار دادن
مخلوقاتش در مقابل آفریدگار آنها، به مانندهی ضبط بیتالمال توسط خلیفه به
نفع خویش است، چه اینکه انسان خلیفهی خداست در زمین(۱۴). پس در آخرت چیزی
جز عذاب اخروی -و پیشتر در دنیا، دنیوی(۱۵)- نخواهد بود(۱۶). چه اینکه
اعتماد به تمدّن متخاصم و این شیاطین بزرگ، به عمد و با علم به استفاده در
نفی اهداف دین حنیف-امروز، شیعه- شراکت در عقوبت به جهت همکاری و تأیید
خواهد بود(۱۷). و اطالهی بهرهگیری رفاه موقّت در دنیا چیزی جز زیادت عذاب
اخروی نیست(۱۸).
۲۱- کوتاه سخن که تمدّن شیعی و آمریکایی در حقیقت تعریف کرامت و دنائت نسبت به معیارهای آخرت و دنیایند.
۲۲-
آن چه در تفکّر دنیوی غیر از مطابقات پیش نهادهی آن-فطرت- به دور از زیاده
روی با نوع اخروی آن، خوب معرّفی شود. محدود به دنیاست. و چه بسا در
مطابقات نیز به دلیل نبود نیّت و عمل بیپشتوانهی فکری صحّتی نباشد.
۲۳-
و یکی از کلیدهای کشف واقعیّات اینجاست که تفکّر مقابل با دین حنیف خداوند
بصیر، عین کوری است(۱۹)، پس این کوری که کوری از غیب است(۲۰) در آخرت که
مجال تجلّی حقایق است(۲۱) عینیّت مییابد. و آخرت نسبت به دنیا به دلیل
خلود، تمام حساب میشود(۲۲و۲۳) و نمیتوان بینایی برای کسی که تنها چند سال
در دنیا بینا بوده و در آخرت تا ابد کور است(۲۴) در نظر گرفت. همچنین به
مانند این برای علم و قدرت...
۲۴-
در انتها به نقل سخنی از امام خمینی(رحمةاللهعلیه) این بزرگمرد تاریخ
بشریّت میپردازیم، ایشان میفرمایند:«اگر آمریکا و اسرائیل لا اله الّا
الله بگویند ما قبول نداریم... نه! ما با هیچ یک از ابر قدرتها سر سازش
نداریم، ما مسلمانیم...(۲۵)» پس اگر اوّلا: نوع بینش، خوبی و بدی و کرامت
و دنائت را در زندگی نمایان سازد. و دوما: ذات انسانی سالم فطرتا عاشق
کرامت-خوبی، ارزشها، بزرگی و...- باشد، و سوما: مخالفت با آنچه کرامت
پنداشته میشود را سخت و غیر قابل پذیرش بداند. پس:هیچگاه تفکّر اسلامی و
آمریکایی جمع نخواهد شد. زیرا هر کدام سفارشاتی برای سعادت دارند و
ملزومات آن را در کارهای مختلفی مییابند و برای سعادت در هر نگاه باید
جبرا دیگری را زیر پا بگذاری. همچون خورشید و شب، و این خود از لطائف
احادیث است، که نتایج ایمان به خداوند که همان نور است(۲۶)، قابل جمع با
ایمان به دنیا نیست. و جریان همان استحالهی اجتماع نقیضین است که اگر در
ساحت تفکّر آمریکایی باشی، توانایی شیعه زیستن نخواهی داشت و اگر شیعه
باشی، توانایی زی آمریکایی را. «مَثَلُ الْفَرِیقَیْنِ كَالْأَعْمَىٰ
وَالْأَصَمِّ وَالْبَصِیرِ وَالسَّمِیعِ هَلْ یَسْتَوِیَانِ مَثَلًا
أَفَلَا تَذَكَّرُونَ؟»(۲۷)
---------------------------------
۱) صحیفه نور، ج۱۸، مؤسسهی حفظ و نشر آثار امام خمینی(رحمةاللهعلیه)، ص ۴۷۱
۲) مقدّمهای بر جهان بینی اسلامی، شهید مرتضی مطهّری، صدرا، ص ۲۳
۳) تاریخ طبقی، ج۲
۴) نک: مالکومX، نگاهی به زندگی و مبارزات رهبر مسلمانان آمریکا، انتشارات کتاب دانشجویی
۵)
إِنَّ الَّذِینَ لَا یَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَرَضُوا بِالْحَیَاةِ
الدُّنْیَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا وَالَّذِینَ هُمْ عَنْ آیَاتِنَا
غَافِلُونَ [١٠:٧]- كسانى كه امید و ایمان به لقاى ما (و روز رستاخیز)
ندارند، و (تنها) به زندگى دنیا راضى شدند و بر آن تكیه كردند، و كسانى كه
ازآیات ما غافلند،
۶)
امام علی(علیه السلام):«کما أنَّ الشَّمسُ وّ الَّیل لا یَجتَمِعان، کَذلک
حُبُّ الله وحُبُّ الدینا لا یَجتَمِعان» همان گونه که خورشید وشب باهم
جمع نمیشوند، دوستی خداوند و دنیا یک جا جمع نمیگردند. غرر الحکم و درر
الکلم، فصل ۱۶۸، حدیث ۳۵
۷) [٨٢:٦]- اى انسان! چه چیز تو رادربرابرپروردگاركریمت مغرور ساخته است؟!
۸)
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَمَنْ
فِی الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ
وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَكَثِیرٌ مِنَ النَّاسِ وَكَثِیرٌ حَقَّ
عَلَیْهِ الْعَذَابُ وَمَنْ یُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ
إِنَّ اللَّهَ یَفْعَلُ مَا یَشَاءُ [٢٢:١٨]- آیا نمى دانى تمام كسانى كه
در آسمانها و كسانى كه در زمینند براى خدا سجده مى كنند؟! و (همچنین)
خورشید و ماه و ستارگان و كوهها ودرختان و جنبندگان، و بسیارى از مردم!
امّا بسیارى (ابا دارند، و فرمان) عذاب درباره آنان حتمى است؛ و هركس را
خدا خوار كند، كسى او را گرامى نخواهد داشت. خداوند هر چه را اراده كند (و
صلاح بداند) انجام مى دهد.
۹) [٢:١٣٠]
۱۰)
إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِیمٍ- وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَاعِرٍ قَلِیلًا
مَا تُؤْمِنُونَ- وَلَا بِقَوْلِ كَاهِنٍ قَلِیلًا مَا تَذَكَّرُونَ-
تَنْزِیلٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِینَ- وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنا بَعْضَ
الاْ َقاوِیلِ- لاَ َخَذْنا مِنْهُ بِالْیَمِینِ- ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ
الْوَتِینَ- فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَد عَنْهُ حاجِزِینَ- وَ إِنَّهُ
لَتَذْكِرَةٌ لِلْمُتَّقِینَ- وَ إِنّا لَنَعْلَمُ أَنَّ مِنْكُمْ
مُكَذِّبِینَ -وَ إِنَّهُ لَحَسْرَةٌ عَلَى الْكافِرِینَ- وَإِنَّهُ
لَحَقُّ الْیَقِینِ- فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِیمِ
[٦٩:۴۰.۴۱.۴۲.۴۳.۴۴.۴۵.۴۶.۴۷.۴۸.۴۹.۵۰.۵۲.۵۲]- كه این قرآن گفتار رسول
بزرگوارى است- و گفته شاعرى نیست، امّا كمتر ایمان مى آورید!- و نه گفته
كاهنى، اما كمتر متذكّر مى شوید.- كلامى است كه از سوى پروردگار جهانیان
نازل شده است.- و اگر او سخنى دروغ بر ما مى بست،- ما او را با قدرت مى
گرفتیم،- سپس رگ قلبش را قطع مى كردیم،- و هیچ كس از شما نمى توانست از
(مجازات) او مانع شود.- و به یقین این قرآن، تذكّرى براى پرهیزگاران است.-
و ما مى دانیم كه بعضى از شما (آن را) تكذیب مى كنید.- و آن مایه حسرت
كافران است.- و آن یقین خالص است.- حال که چنین است به نام پروردگار بزرگت
تسبیح گوی.
۱۱) إِنَّ كَیْدَ الشَّیْطَانِ كَانَ ضَعِیفًا [٤:٧٦] نقشهی شیطان (همانند قدرتش) ضعیف است.
۱۲)
اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لَا تَأْخُذُهُ
سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ مَنْ
ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ
أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِنْ عِلْمِهِ
إِلَّا بِمَا شَاءَ وَسِعَ كُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَلَا
یَئُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ [٢:٢٥٥] هیچ معبودی
نیست جز خداوند یگانهی زنده، که قائم به ذات خویش است، و موجودات دیگر،
قائم به او هستند. هیچگاه خواب سبک و سنگینی او را فرا نمیگیرد؛(و لحظهای
از تدبیر جهان هستی، غافل نمیماند؛) آنچه در آسمانها و آنجه در زمین است،
از آن اوست و کیست که در نزد او، جز به فرمان او شفاعت کند؟! (بنابراین،
شفاعت شفاعت کنندهگان، برای انها که شایستهی شفاعتند، از مالکیّت مطلقهی
او نمیکاهد.) آنچه رار در پیش روی آنها{=بندهگان} و پشت سرشان است
میداند؛(و گذشته و آینده، در پیشگاه علم او یکسان است.) و کسی از علم او
آگاه نمیگردد؛ جز به مقداری که او بخواهد. اوست که به همهچیز آگاه است: و
علم و دانش محدود دیگران، در پرتوی از علم بی پایان و نامحدود اوست.) تخت
(حکومت) او، آسمانها و زمین را در بر گرفت؛ و نگاهداری آن دو {= آسمان و
زمین}، او را خسته نمیکند. بلندی مقام و عظمت، مخصوص اوست.
۱۳)
وَلَا یَحْزُنْكَ قَوْلُهُمْ إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِیعًا هُوَ
السَّمِیعُ الْعَلِیمُ [١٠:٦٥] سخن آنها تو را غمگین نسازد! تمام عزّت (و
قدرت)، از آن خداست؛ و او شنوا و داناست.
۱۴)
وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ
خَلِیفَةً...[٢:٣٠] (به خاطر بیاور) هنگامی را که پروردگارت به فرشتهگان
گفت:«من در روی زمین، جانشینی{=نمایندهای} قرار خواهم داد.
۱۵)
فَأَمَّا الَّذِینَ كَفَرُوا فَأُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِیدًا فِی
الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِینَ [٣:٥٦] امّا آنها
که کافر شدند، (و پس از شناختن حق، و آن را انکار کردند،) در دنیا و آخرت،
آنان را مجازات دردناکی خواهم کرد؛ و برای آنها، یاورانی نیست.
۱۶)
لَا یَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذِینَ كَفَرُوا فِی الْبِلَادِ- مَتَاعٌ
قَلِیلٌ ثُمَّ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهَادُ [٣:۱۹۶.١٩٧]
رفت و آمد (پیروزمندانهی) کافران در شهرها تو را نفریبد!- این متاع ناچیزی
است؛ و سپس جایگاهشان دوزخ است، و چه بد جایگاهی است!
۱۷)
قُلْ لَا یَسْتَوِی الْخَبِیثُ وَالطَّیِّبُ وَلَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ
الْخَبِیثِ فَاتَّقُوا اللَّهَ یَا أُولِی الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ
تُفْلِحُونَ [٥:١٠٠] بگو:«(هیچگاه) ناپاک و پاک مساوی نیستند؛ هر چند
فزونی ناپاکها، تو را به شگفتی اندازد. از (مخالفت) خدا بپرهیزید ای
صاحبان خرد، شاید رستگار شوید.
۱۸)
فَلَا تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُمْ إِنَّمَا یُرِیدُ
اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ بِهَا فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَتَزْهَقَ
أَنْفُسُهُمْ وَهُمْ كَافِرُونَ [٩:٥٥] و (فزونیِ) اموال و اولاد آنها، تو
را در شگفتی فرو نبرد؛ خدا میخواهد آنان را به وسیلهی آن، در زندگی دنیا
عذاب کند، و جانشان برآید در حالی که کافرند.
۱۹)
وَمَنْ كَانَ فِی هَٰذِهِ أَعْمَىٰ فَهُوَ فِی الْآخِرَةِ أَعْمَىٰ
وَأَضَلُّ سَبِیلًا [١٧:٧٢] امّا کسی که در این جهان (از دیدن چهرهی حق)
نابینا بودهاست، در آخرت نیز نابینا و گمراهتر است.
۲۰)
وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِیرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ
لَهُمْ قُلُوبٌ لَا یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لَا یُبْصِرُونَ
بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا یَسْمَعُونَ بِهَا أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ
بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَٰئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ [٧:١٧٩] به یقین، گروه
بسیاری از جنّ و انس را برای دوزخ آفریدیم؛ آنها دلها{=عقلها}یی دارند که
با آن (اندیشه نمیکنند، و) نمیفهمند؛ و چشمانی که با آن نمیبینند؛ و
گوشهایی که با آن نمیشنوند؛ آنها همچون چهارپایانند؛ بلکه گمراهتر! ایان
همآن غافلانند ( چرا که با داشتن همه گونه امکانات هدایت، بز هم گمراهند.)
۲۱) یَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ [٨٦:٩] در آن روز که اسرار نهان (انسان) آشکار شود.
۲۲) وَالْآخِرَةُ خَیْرٌ وَأَبْقَىٰ [٨٧:١٧] در حالی که آخرت بهتر و پایدارتر است.
۲۳)
فَلْیَضْحَكُوا قَلِیلًا وَلْیَبْكُوا كَثِیرًا جَزَاءً بِمَا كَانُوا
یَكْسِبُونَ [٩:٨٢] از این رو آنها باید کمتر بخندند و بسیار بگریند؛ (چرا
که آتش جهنّم در انتظارشان است) این، جزای کارهایی است که انجام میدادند.
۲۴)
وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِی...نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَىٰ
[٢٠:١٢٤] و هر کس از یاد من رویگردان شود... روز قیامت، او را نابینا
محضور میکنیم.»
۲۵) صحیفهی نور، ج ۱۵، مؤسسهی حفظ و نشر آثار امام خمینی(رحمةاللهعلیه)، ص ۳۳۹
۲۶)
وَدَاعِیًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُنِیرًا [٣٣:٤٦] و تو را
دعوت کننده به سوی خدا به فرمان او قرار دادیم، و چراغی روشنی بخش.
۲۷)
[١١:٢٤] حال این دو گروه {=مؤمنان و منکران}، حال نابینا و کر، و بینا و
شنواست؛ آیا این دو همآنند یکدیگراند؟! آیا پند نمیگیرید؟!
*:
آیات قرآن کریم به صورت [شمارهی آیه:شمارهی سوره] آورده شده، همچنین
ترجمهها عیناً از آیةالله ناصر مکارمشیرازی(مدّ ظلّهالعالی) میباشند.
و صلّیالله علی محمّد و آله الطّاهرین
و أن توفقنا قتلا فی سبیلهم مع ولیّنا
در این رابطه:
آغاز خمینی...
کتابی پر از زندگی!