یک بند از سخنان رهبر عزیزمان (مدّ ظلّه) در دیداری به تاریخ ۱۴ شهریور ۸۹:
امروز كشور نیازمند یك جهاد علمى است ... ببینید، جهاد یك معناى خاصى دارد. معناى جهاد فقط تلاش نیست. در مفهوم اسلامى، جهاد عبارت است از آن تلاشى كه در مقابل یك دشمن است، در مقابل یك خصم است. هر تلاشى جهاد نیست. مجاهدت با نفس، مجاهدت در مقابل شیطان، جهاد در میدان نظامى، مواجههى با یك دشمن است؛ مواجههى با یك معارض است. امروز ما در زمینهى علم نیاز داریم كه اینجور تلاشى در كشور بكنیم؛ احساس كنیم موانعى وجود دارد، باید این موانع را برداریم؛ دارد معارضههائى میشود، باید این معارضهها را در هم بشكنیم؛ در زمینهى عرضهى امكانات علمى، خسّتهائى از سوى كسانى كه صاحبان آن هستند - كه كشورهاى پیشرفتهى علمى است - وجود دارد، باید در مقابل این خسّتها از خودمان عزت و جوشندگى و فورانِ از درون نشان بدهیم.
بازدیدهای دیروز سایت : نفر
كل بازدیدهای سایت : نفر
بازدید این ماه سایت : نفر
بازدید ماه قبل سایت : نفر
تعداد نویسندگان سایت : نفر
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

امّا ننوشتم، و نخواه که از این خرده آبگینهها در ذهن مشربی بیافرینی، که به تفصیل نیاز است و داغ.
----
خواستم چنین آغاز كنم:
امام
عزیز اگر فرمودهبودند:«آن روزى را که آمریکا از ما تعریف کند باید عزا
گرفت. آن روز... معلوم مىشود در ما اشکالى پیدا شدهاست.» همچنان که
قرار نبوده بیراه باشد، بیراه نبوده.
یعنی
از مسآلهی اسلام و آمریکا بنویسم. و ضد تخصیص آن به فردها و جمعهای
انسانی را گوشزد کنم. در آستانهی معبد اندیشه بآیستم و تفاوت تصویر
معبود را در دو ذهن متخاصم برایتان تفصیح نمایم. و حتّی شاید برای عدّهای
اصل دشمنی را توجیه. میخواستم از «کرامت» بنویسم و نسبی بودن آن به
فراخور سوی بینش! از «اللهم عرفنی نفسک، فانک ان لم تعرفنی...» و آنچه
پیآمد دارد، و از «یَا أَیُّهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ
الْكَرِیم[٨٢:٦]»، از تعلیق حکم به وصف و علیّت آن. از تقابل دقیق
انسانیّت و ایمان. و شاید از بهیمه و نفس و وجدان و ... . میخواستم از
استحالهی اجتماع نقیضین بگویم. تا نکند مغالطهای بچّهگانه مدّتی به
پرداختن به جمع مشغولمان کند. از غیب بگویم و از عظمت نادیدههای آمریکایی
و لاعلاجی کوریاش، از سفاهت و دنائتش و عینیت همهی اینها با ماهیت
وجودش! از بالا به پایین بودن معضل و پایان به ابتدا بودن مسأله. این که
«لَا یَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذِینَ كَفَرُوا فِی الْبِلَادِ [٣:١٩٦]
مَتَاعٌ قَلِیلٌ ثُمَّ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهَادُ[٣:١۹۷]-
آمد و شد (پیروزمندانه) كافران در شهرها، تو را نفریبد! این متاع ناچیزى
است; و سپس جایگاهشان دوزخ است، و چه بدجایگاهى است!»، تا بدانی «خمینی
بیمار روانی» دویست و پنج هزار صفحه نتیجه در گوگل دارد، گذشته از آن گوگل
پیشنهاد هم میدهد که اگر میخواهی بدانی «خمینی بیمار روانی» بود، که
تمدّن ما را نفی میکرد، بیا. به هر رو این برای ما جدید نبود پیشتر نیز
از روی بلاهت یا نزاع «قَالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذِی أُرْسِلَ
إِلَیْكُمْ لَمَجْنُونٌ [٢٦:٢٧]-گفت:«(این) پیامبرى كه به سوى شما فرستاده
شده به یقین دیوانه است.» و این جنون ستودنی فرستاده و رحمت بر عالمیان
این گونه در خمینی واکنش برانگیز شده، درود بر آن نفی که تصدیق این ظهور
است. امّا شهید یکی است، هماو که گفت:«وَمَنْ یَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ
إِبْرَاهِیمَ إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ وَلَقَدِ اصْطَفَیْنَاهُ فِی
الدُّنْیَا وَإِنَّهُ فِی الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِینَ [٢:١٣٠]-جز
افراد سفیه و نادان، چه كسى از آیین ابراهیم، (كه آیین پاكى و یگانه پرستى
است) روى گردان خواهد شد؟! ما او را در دنیا برگزیدیم؛ و او در آخرت، از
صالحان است.» تا شاید معنای عزاداری آن روز را بفهمی!
امّا ننوشتم، و نخواه که از این خرده آبگینهها در ذهن مشربی بیافرینی، که به تفصیل نیاز است و داغ.
امّا از ننوشتنم نوشتم، آغاز ابتدا نبود، انتها بود که دیدم خمینی فرموده بود:
«اگر
آمریکا و اسرائیل لا اله الّا الله بگویند ما قبول نداریم... نه! ما با
هیچ یک از ابر قدرتها سر سازش نداریم، ما مسلمانیم...-صحیفهی امام ج ۱۵
ص ۳۳۹»
و این آغاز خمینی بود، به انطفای وجودم...
در این رابطه:
کتابی پر از زندگی!
حکایت خورشید و شب!