معرفی سایت
یک بند از سخنان رهبر عزیزمان (مدّ ظلّه) در دیداری به تاریخ ۱۴ شهریور ۸۹:
امروز كشور نیازمند یك جهاد علمى است ... ببینید، جهاد یك معناى خاصى دارد. معناى جهاد فقط تلاش نیست. در مفهوم اسلامى، جهاد عبارت است از آن تلاشى كه در مقابل یك دشمن است، در مقابل یك خصم است. هر تلاشى جهاد نیست. مجاهدت با نفس، مجاهدت در مقابل شیطان، جهاد در میدان نظامى، مواجههى با یك دشمن است؛ مواجههى با یك معارض است. امروز ما در زمینهى علم نیاز داریم كه اینجور تلاشى در كشور بكنیم؛ احساس كنیم موانعى وجود دارد، باید این موانع را برداریم؛ دارد معارضههائى میشود، باید این معارضهها را در هم بشكنیم؛ در زمینهى عرضهى امكانات علمى، خسّتهائى از سوى كسانى كه صاحبان آن هستند - كه كشورهاى پیشرفتهى علمى است - وجود دارد، باید در مقابل این خسّتها از خودمان عزت و جوشندگى و فورانِ از درون نشان بدهیم.
نویسندگان
کلمات زندگی
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز سایت : نفر
بازدیدهای دیروز سایت : نفر
كل بازدیدهای سایت : نفر
بازدید این ماه سایت : نفر
بازدید ماه قبل سایت : نفر
تعداد نویسندگان سایت : نفر
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
بازدیدهای دیروز سایت : نفر
كل بازدیدهای سایت : نفر
بازدید این ماه سایت : نفر
بازدید ماه قبل سایت : نفر
تعداد نویسندگان سایت : نفر
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
حساب و کتاب مبارزه
ارسال در تاریخ پنجشنبه 8 دی 1390 توسط سید حسین مرکبی (پسر)
آیت الله شهید بهشتی 23 بهمن 1357،
آفتاب زده و نزده، پیشاپیش خودروهای زرهی حامل کارکنان و مستشاران سفارت
آمریکا در ستاد کل ارتش، وارد سفارت آمریکا میشود و از طرف انقلابیون از
چارلی ناس، معاون سولیوان یعنی آخرین سفیر آمریکا در ایران، بابت
گرفتاریهای پیش آمده در 24 ساعت گذشته عذرخواهی میکند...و کم از یک سال بعد در عصر 13 آبان 1358...
ادامهی مطلب
گونه:
روزنوشتها،
کلمات زندگی:
لبنان،
آفاق اندیشه و البته حکمت!
ارسال در تاریخ شنبه 28 آبان 1390 توسط سید حسین مرکبی (پسر)

درختی تنومند و سبز که از واژههای دلربای آفاق و اندیشه ساخته شده و در فراز قامت الفها بار داده تمام طرح همچون همیشه سادهی مسعود نجابتی است برای جلد کتاب همچون همیشه دلنشین آیت الله جوادی آملی.
ادامهی مطلب
گونه:
روزنوشتها، سفرنوشتهها، كتب،
کلمات زندگی:
لبنان، حوزه علمیه،
عشق روزهای قبل از فتح!
ارسال در تاریخ سه شنبه 10 اسفند 1389 توسط سید حسین مرکبی (پسر)
روز شهید در لبنان همان سالگرد شهادت احمد قصیر است. احمد قصیری که چهرهاش چندان تفاوتی با حسین فهمیده ندارد و کارش هم البته! امیر احمد قصیری که نامش را گذاشتهایم روی یکی از خیابانهای نزدیک میدان آرژانتین به نام بخارست! پنداری امر بر خودمان هم مشتبه شده است، خود را صاحب تمام هستههای مقاومت جهان میدانیم، و وقتی میبینیم آنان پیشتر میتازند، میرویم سراغ نظریّهی سوپر سکولار تامین فراملّی امنیّت ملّی… ملّی؟! فراموش میکنیم «فضّل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما» را، و بر فضل آنان بر خود پرده میپوشیم…
روز شهید در لبنان همان سالگرد شهادت احمد قصیر است. احمد قصیری که چهرهاش چندان تفاوتی با حسین فهمیده ندارد و کارش هم البته! امیر احمد قصیری که نامش را گذاشتهایم روی یکی از خیابانهای نزدیک میدان آرژانتین به نام بخارست! پنداری امر بر خودمان هم مشتبه شده است، خود را صاحب تمام هستههای مقاومت جهان میدانیم، و وقتی میبینیم آنان پیشتر میتازند، میرویم سراغ نظریّهی سوپر سکولار تامین فراملّی امنیّت ملّی… ملّی؟! فراموش میکنیم «فضّل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما» را، و بر فضل آنان بر خود پرده میپوشیم…ادامهی مطلب
گونه:
روزنوشتها،
کلمات زندگی:
لبنان، حوزه علمیه،
زمانهی سبّ و قطع سبب
ارسال در تاریخ یکشنبه 18 مهر 1389 توسط سید حسین مرکبی (پسر)
«یکی ایستادهبود کنار میدان نبرد و دهان گشوده بود به دشنام، حضرت أمیر میگذشت، به او فرمود: چه میکنی؟ گفت: به این کار خاطر دشمن پریشان میسازم! حضرت فرمود: من پریشانی خاطر دشمن را میپسندم. امّا تو نیز مانند آن کس هستی که شمشیر به شکم خود فرو میبرد تا آن که از پشت بر او حمله آورده را بکشد!»
حکایتِ این روزهای ماست. آقا فرمود عمّار میخواهم نفرمود که سبّاب! خود حضرت هم اگر میخواستند در خطبه ۱۸۱ به جای عمّار، ابن التَّیِّهان و ذوالشّهادتین نام این سبّاب بی شعور را میآوردند! ضمنا نهج البلاغه خواندن خنّاق نمیآورد!
همین، که در خانه اگر کس است…
حکایتِ این روزهای ماست. آقا فرمود عمّار میخواهم نفرمود که سبّاب! خود حضرت هم اگر میخواستند در خطبه ۱۸۱ به جای عمّار، ابن التَّیِّهان و ذوالشّهادتین نام این سبّاب بی شعور را میآوردند! ضمنا نهج البلاغه خواندن خنّاق نمیآورد!
همین، که در خانه اگر کس است…
گونه:
روزنوشتها،
از کوچهی شهید دامنافشار
ارسال در تاریخ سه شنبه 18 خرداد 1389 توسط سید حسین مرکبی (پسر)
برای تمییز میانِ ذَهَب و ذِهاب هم که شده یا بیریائش، بیحوصلهگی
پیادهروی تا میدانِ ونک با این که سر پایینی هم هست از این طرف، تصمیم
میگیرم اتوبوس سوار شوم و دو ضلع مغفولِ مربّع فرضی در نقشه را با وسائلی
متفاوت بپیمایم! وقتی میروم مجتمع پایتخت حالم گرفتهاست. میروی و از
سرِ ناچاری دستی به چرخ إقتصادِ زندهگیِ آمریکاییهای نهچندان
علیهمالسلام میرسانی و باز میگردی. تا میدانِ ونک نمیروم. همان رو به
رو کمی به نقّاشیِ دیواریِ غلطانداز و بسیار زیبایِ إیوانِ یک عمارتِ
قدیمی خیره میشوم، و بعد هم سوارِ اتوبوسهایِ ولیّعصر...ادامهی مطلب
گونه:
روزنوشتها،
ثواب و کباب!
ارسال در تاریخ چهارشنبه 6 آذر 1387 توسط سید محمد صادق مرکبی (پدر)
اختتامیه چهارمین رویش،
لحظاتی قبل با یک عکس یادگاری، خاتمه یافت...ادامهی مطلب
گونه:
روزنوشتها،
کلمات زندگی:
رویش، حوزه هنری،
اوّلین سالگردم!
ارسال در تاریخ چهارشنبه 6 آذر 1387 توسط سید محمد صادق مرکبی (پدر)
توی
این مدت؛ خانههای فرهنگ هم به مناطق تفویض شد – آقایان
محمودی، مظفری، صادقی و چمیگو هم به جمع ما پیوستند و البته محمودی دوباره
رفت و
تنها یادش ماند – و خیلی چیزهای دیگر که ...
ادامهی مطلب
گونه:
روزنوشتها،
کلمات زندگی:
شهرداری مشهد،
تکلیف چیست؟
ارسال در تاریخ جمعه 8 شهریور 1387 توسط سید محمد صادق مرکبی (پدر)

مرداد ماه 87. به نام خدا میگویم و دلم آرام میگیرد...
ادامهی مطلب
گونه:
روزنوشتها،
کلمات زندگی:
دفاع مقدّس، شهرداری مشهد، حوزه هنری،
بیوتن!
ارسال در تاریخ جمعه 8 شهریور 1387 توسط سید محمد صادق مرکبی (پدر)
چیزی به ذهنم
نرسید!
پر از رخوت، ابهام، تعلیق، بنبست، بیحوصلهگی، بیکاری، بیحالی، خمیازه
و...ادامهی مطلب
گونه:
روزنوشتها، سفرنوشتهها، كتب،